نظر علي الطالقاني
435
كاشف الأسرار ( فارسى )
احتمال اوّل اولى است زيرا كه مراد بازگرداندن ظلمت به ظلمت و نور به نور است چنانچه از تمثيل آن حضرت به خورشيد آشكار مىشود . و خلاصه پاداش هر كارى به انجام دهنده آن مىرسد و امّا منشأ عمل امرى است كه به خلقت و طبيعت بازمىگردد . پس خداوند آنچه را كه به كافر داده و در او آفريده است مىگيرد و همين طور در طرف مؤمن . و نيز خورشيدهاى عالم امكان رداء خويش را جمع مىكنند و شعاعشان را از آنچه مباينت با آنها دارد بازمىگيرند و از غيرشان غروب مىكنند پس اغيار با ظلمتى كه دارند باقى مىمانند . و اين دو دليل نيز از حديث و تمثيلى كه در آن به كار رفته است آشكار مىشود . و نيز از آنچه از قاعده قوّه و فعل ذكر نموديم ظاهر شد كه تا شخص ظلمت يا نور نباشد از اهل دوزخ يا بهشت نخواهد بود ، پس براى مستضعف گريزى از تكليف نيست و نيز از آن ، معنى مستضعف آشكار شد . پس بفهم . سپس از آن آشكار شد كه ايمان جز حبّ و بغض و دوستى و دشمنى نيست و اينكه اگر حضرت امير ( ع ) دوستانش را با شمشير بزند ، دوستيش و ستودنش را ترك نمىكنند و اينكه اگر به دشمنانش هر چه بدهد دست از دشمنيش و نكوهشش بر نمىدارند و اينكه آنها در هيچ مرتبهاى از دين حنيف و توحيد قرار ندارند و شايد اين همان معنى سخن خداى تعالى باشد كه : « پروردگارا نور ما را برايمان كامل نما و ما را بيامرز » و اين سخنش كه « به ما بنگريد تا از نور شما روشنى برگيريم در پاسخ به آنها گفته شد كه به عقب بازگرديد » و همين گونه است كفر . و اينكه چگونه فردى كه به انجام عملى راضى است شريك انجام دهنده آن است و اينكه چگونه پاداش بر اساس نيّت داده مىشود و چگونه نيّت موجب خلود و جاودانگى اهل بهشت در بهشت و اهل دوزخ در دوزخ مىگردد زيرا نيّت از حبّ ناشى مىشود و حبّ از معرفت ناشى مىگردد و معرفت حقيقت ذات عارف و صاحب معرفت است . در نتيجه اشكالى كه مدت زمانى در فكرم خلجان داشت كه چگونه معرفت خدا و اوليائش اصل و اساس دين و هدف آفرينش تمامى خلايق است ، مرتفع گرديد . و خلاصه ، از قاعده ياد شده الى ما شاء اللّه فروعى تمام نشدنى منشعب مىشود . خداوند به تلاش علماء ، خصوصا كسانى از حكماء نيكورفتار و عالمان نيكو كردار ( قدس اللّه اسرارهم ) كه اصول دين را استحكام بخشيدند پاداش نيكو عنايت فرمايد . ( 63 ) . فيض ، تفسير صافى ، ذيل آيه 45 سوره اسراء : صداى شكستن ديوارها تسبيح آنها است . ( 64 ) . سيد رضى ، نهج البلاغه ، خطبه 1 : براى شهادت هر صفتى بر اينكه . . ( 65 ) . سوره آل عمران ، آيه 72 : و گروهى از اهل كتاب گفتند در آغاز روز به آنچه بر مؤمنين نازل شده است ايمان آوريد و در پايان روز كافر شويد شايد بازگردند . ( 66 ) . سيد رضى ، نهج البلاغه ، حكمت 207 . ( 67 ) . سوره فصّلت ، آيه 11 : پس به آسمان و زمين فرمود به رغبت يا اكراه بيائيد . ( 68 ) . و از ايشان است صاحب تفسير صافى آنگاه كه مىگويد : و از امام صادق ( ع ) است كه از ايشان پرسيده شد كه چگونه پاسخ گفتند در حالى كه آنها ذرّ بودند ؟ پس فرمود در ايشان چيزى قرار داد كه هنگامى كه از ايشان سؤال نمود به او پاسخ دادند . و عيّاشى اضافه كرد كه منظور در ميثاق است و اگر خواهى به